پیشنهاد اماننامه برای فرزندان امالبنین
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ماجرای
اماننامه برای فرزندان امالبنین از رویدادهای مشهور
واقعه کربلا است که در روزهای منتهی به نبرد عاشورا رخ داد. بر پایه منابع تاریخی و مقاتل،
عبیدالله بن زیاد و برخی فرماندهان سپاه کوفه کوشیدند با استفاده از پیوندهای قبیلهای، حضرت
عباس بن علی و سه برادرش
عبدالله بن علی،
جعفر بن علی و
عثمان بن علی را از همراهی با امام حسین بازدارند. این تلاش در قالب صدور اماننامهای برای فرزندان امالبنین صورت گرفت، اما با مخالفت آنان روبهرو شد. این واقعه در منابع شیعی به عنوان نمونهای از وفاداری فرزندان امالبنین به امام حسین گزارش شده است.
[ویرایش]
فاطمه بنت حزام کلابیه، مشهور به امالبنین، از قبیله بنیکلاب بود. حضرت عباس، عبدالله، جعفر و عثمان، فرزندان او از
امام علی علیه السلام بودند. برخی از افراد حاضر در سپاه کوفه، از جمله
شمر بن ذیالجوشن و عبدالله بن ابیمحل، نیز با بنیکلاب نسبت یا پیوند قبیلهای داشتند. در جامعه عرب آن دوره، روابط قبیلهای از اهمیت بالایی برخوردار بود و در بسیاری از مناسبات سیاسی و اجتماعی نقش ایفا میکرد. به همین دلیل، فرماندهان سپاه کوفه احتمال میدادند بتوانند از این پیوندها برای جدا کردن فرزندان امالبنین از سپاه امام حسین استفاده کنند.
[ویرایش]
برخی گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که پس از مکاتبات میان
عمر بن سعد و
عبیدالله بن زیاد درباره سرنوشت رویارویی با امام حسین، شمر بن ذیالجوشن با هرگونه مصالحه مخالفت کرد و خواستار برخورد قاطع با امام شد. در همین فضا، موضوع اعطای اماننامه به فرزندان امالبنین مطرح گردید. در منابع تاریخی، دو روایت درباره نحوه ابلاغ این اماننامه نقل شده است که برخی پژوهشگران آنها را دو مرحله از یک واقعه و برخی دیگر دو گزارش مستقل دانستهاند.
[ویرایش]
بر اساس یکی از گزارشها،
عبدالله بن ابیمحل بن حزام، که از بستگان امالبنین بود، نزد عبیدالله بن زیاد رفت و برای فرزندان امالبنین درخواست امان کرد. عبیدالله این درخواست را پذیرفت و اماننامهای صادر کرد. عبدالله بن ابیمحل، اماننامه را توسط غلامی به نام عرفان به کربلا فرستاد. مطابق این گزارش، فرزندان امالبنین اماننامه را نپذیرفتند و در پاسخ گفتند: «سلام ما را به داییمان برسان و به او بگو که ما نیازی به امان شما نداریم؛ امان خدا از امان پسر سمیه برای ما بهتر است.» این پاسخ در منابع تاریخی به عنوان نخستین واکنش آنان به پیشنهاد جدایی از امام حسین ثبت شده است.
[ویرایش]
مشهورترین روایت مربوط به عصر روز نهم محرم (
تاسوعا) است. بر پایه این گزارش، شمر بن ذیالجوشن پس از ورود به کربلا، به نزدیکی خیمههای امام حسین آمد و فریاد زد: «أین بنو أختنا؟» («خواهرزادگان ما کجایند؟») حضرت عباس و برادرانش در ابتدا پاسخی ندادند. در این هنگام
امام حسین علیه السلام فرمودند: «او را پاسخ دهید، هرچند مردی فاسق است، اما از خویشاوندان شما به شمار میرود.» پس از آن، حضرت عباس و برادرانش نزد شمر آمدند. شمر اعلام کرد که برای آنان امان گرفته است و از آنان خواست از امام حسین جدا شوند.
[ویرایش]
در منابع مقاتل نقل شده است که حضرت عباس در پاسخ شمر گفت: «دستهایت بریده باد و لعنت خدا بر تو و اماننامهات. آیا به ما دستور میدهی که برادر و سرور خود را رها کنیم و از فرزندان ملعونان پیروی نماییم؟ آیا برای ما امان است ولی فرزند رسول خدا امانی ندارد؟» گزارشهای تاریخی نشان میدهد که عبدالله، جعفر و عثمان نیز همان موضع را اتخاذ کردند و هیچیک حاضر به پذیرش اماننامه نشدند.
[ویرایش]
در روایتهای عاشورا، معمولاً توجه بیشتری به حضرت عباس معطوف شده است، اما سه برادر دیگر او نیز در رد اماننامه و همراهی با امام حسین نقشی مشابه داشتند. آنان در تمام مراحل واقعه کربلا در کنار حضرت عباس و امام حسین باقی ماندند و در روز عاشورا به شهادت رسیدند. برخی پژوهشگران این همسویی کامل را نتیجه تربیت خانوادگی مشترک و باور آنان به جایگاه
امامت دانستهاند. در این تحلیل، پیوند دینی و اعتقادی آنان با امام حسین بر روابط خویشاوندی و قبیلهای تقدم یافته است.
[ویرایش]
در روایتی از
امام صادق علیه السلام، روز تاسوعا روزی توصیف شده است که سپاه عمر بن سعد گرد امام حسین را گرفت و از کثرت نیروهای خود شادمان شد. در این روایت آمده است که دشمن گمان میکرد امام حسین دیگر یاوری ندارد و راهی برای نجات او باقی نمانده است. بر پایه این روایت، رد اماننامه در شرایطی رخ داد که فشار نظامی و روانی بر امام حسین و یارانش به اوج رسیده بود. از این رو، این اقدام در منابع شیعی به عنوان یکی از نمونههای وفاداری یاران امام در سختترین شرایط یاد شده است.
[ویرایش]
برخی مورخان معتقدند صدور اماننامه بخشی از سیاست روانی سپاه کوفه برای تضعیف موقعیت امام حسین بود. از آنجا که حضرت عباس فرمانده بخش مهمی از نیروهای امام و برجستهترین چهره نظامی اردوگاه محسوب میشد، جدایی او و برادرانش میتوانست تأثیر قابل توجهی بر روحیه یاران امام داشته باشد. در مقابل، رد اماننامه نشان داد که وابستگی قبیلهای نتوانسته است بر وفاداری فرزندان امالبنین به امام حسین غلبه کند. به همین دلیل، این واقعه در منابع تاریخی و مذهبی شیعه به عنوان یکی از برجستهترین نمونههای ترجیح پیوند اعتقادی بر منافع فردی و روابط قبیلهای مورد استناد قرار گرفته است.