عبیدالله بن زیاد
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عبیدالله بن زیاد بن ابیه (زادهٔ ۳۹ یا ۳۳ قمری – درگذشتهٔ ۶۷ قمری) که به ابن زیاد و ابن مرجانه نیز شهرت دارد، یکی از برجستهترین فرماندهان نظامی و حاکمان اموی بود. او به عنوان والی بصره و کوفه در دوران خلافت
معاویه و
یزید بن معاویه ایفای نقش کرد. ابن زیاد به دلیل نقشی کلیدی در سرکوب قیام
مسلم بن عقیل و همراهی در
واقعه کربلا و شهادت امام حسین، یکی از شخصیتهای منفور در تاریخ اسلام، به ویژه نزد شیعیان، محسوب میشود.
[ویرایش]
عبیدالله بن زیاد بن ابیه، کنیه ابوحفص داشت. نام مادر او مرجانه بود و به همین دلیل، به ویژه در منابع شیعی، با عنوان «ابن مرجانه» شناخته میشود. برخی منابع به بدنامی مادر او اشاره کرده و بر این نامگذاری تأکید دارند. در
زیارت عاشورا، دو بار مورد لعن قرار گرفته است: یک بار با عنوان «ابن مرجانه» و بار دیگر به نام «عبیدالله بن زیاد و ابن مرجانه». حتی
حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه او را «ابن مرجانه» خطاب کرد. پدرش،
زیاد بن ابیه، خود از چهرههای بحثبرانگیز در نسبشناسی بود. معاویه، او را به عنوان برادر خود معرفی کرد تا نسب او را مشخص نماید. منابع در مورد نام پدر واقعی زیاد اختلاف دارند؛ برخی او را عبید و برخی دیگر مادر او را سمیه دانستهاند.
[ویرایش]
عبیدالله بن زیاد در منابع تاریخی عموماً فردی خشن، بیرحم، بیپروا و «جبار» توصیف شده است. نقل شده که او به دلیل بزرگ شدن در خانه شیرویه ایرانی، دچار لکنت زبان شد و در تلفظ برخی کلمات دچار اشتباه میشد؛ از جمله خطای او در گفتن «شمشیرهایتان را باز کنید» به جای «شمشیرهایتان را بکشید»، باعث سرودن اشعار هجوآمیز توسط
ابن مفرغ علیه او شد.
[ویرایش]
پس از مرگ پدرش، زیاد بن ابیه، معاویه در سال ۵۵ هجری قمری، عبیدالله را به حکومت خراسان منصوب کرد. در این دوره، او با سپاهی حدود ۲۵ هزار نفر به سوی
بخارا حرکت کرد، از
رود جیحون گذشت و مناطقی مانند رامثین، رامدین، نسف و بیکند را تصرف نمود و با ترکها جنگید. دوران حکومت او بر خراسان حدود دو سال به طول انجامید.
در سال ۵۸ هجری قمری، عبیدالله بن زیاد به حکومت بصره رسید. او در این شهر، شورش
خوارج را با خشونت شدیدی سرکوب کرد. در یکی از نقلها آمده که او ۱۳ هزار نفر از خوارج را کشت و ۴ هزار نفر را زندانی کرد. از جمله کشتهشدگان این واقعه،
عروه بن ادیه و
مرداس بن ادیه بودند. در روایتی دیگر ذکر شده که معاویه، عبیدالله را موقتاً از حکومت بصره عزل کرد، اما پس از گفتگویی دوباره با
احنف بن قیس، او به حکومت بازگردانده شد.
با مرگ معاویه و آغاز حرکت امام حسین از مدینه، کوفیان با ارسال نامههای متعدد، از امام دعوت کردند تا به کوفه بیاید. یزید، عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود، علاوه بر بصره، به
امارت کوفه نیز منصوب کرد تا جلوی قیام را بگیرد.
[ویرایش]
در سال ۶۰ هجری قمری، عبیدالله بن زیاد به دستور یزید، برای کنترل اوضاع کوفه که مرکز هواداران امام حسین بود، به سوی این شهر حرکت کرد. او برای ناشناس ماندن، چهره خود را با عمامهای سیاه پوشاند و به صورت پنهانی وارد کوفه شد. مردم کوفه که انتظار ورود امام حسین را داشتند، با دیدن او که شباهتی ظاهری به امام داشت، او را با «ابن رسول خدا» اشتباه گرفتند و به او خوشامد گفتند. عبیدالله از این اشتباه استفاده کرد و بدون معرفی خود، به سمت قصر حکومتی رفت. پس از ورود به قصر، مردم متوجه اشتباه خود شدند و این موضوع باعث ناراحتی آنان شد. این اقدام عبیدالله، نقطه عطفی در وقایع منجر به کربلا بود و توانست کنترل شهر را به دست گرفته و مانع از پیوستن گسترده مردم به امام حسین شود.
[ویرایش]
پس از واقعه کربلا، عبیدالله بن زیاد دستور داد تا سر مطهر امام حسین را به مجلس او بیاورند. وی با چوب بر لبها و دندانهای امام توهین کرد. این عمل با گریه و اعتراض شدید
زید بن ارقم، صحابی پیامبر، مواجه شد. همچنین، پس از ورود اسرای کربلا به کوفه، حضرت زینب با وجود شرایط سخت، با صلابت در برابر عبیدالله ایستاد و او را «ابن مرجانه» خطاب کرد. عبیدالله قصد کشتن حضرت زینب را داشت، اما با وساطت
عمرو بن حریث منصرف شد.
[ویرایش]
[ویرایش]
پس از مرگ یزید در سال ۶۴ هجری قمری، عبیدالله بن زیاد در بصره منبر رفت و مردم را به بیعت با خود فراخواند. اما کوفیان نمایندگان او را راندند و در بصره نیز شورشهایی رخ داد. او سپس در دوره خلافت
مروان بن حکم، برای مقابله با
قیام توابین به فرماندهی
سلیمان بن صرد خزاعی، به سوی عراق فرستاده شد. در
نبرد عین الورده (سال ۶۵ قمری)، سپاه عبیدالله، توابین را شکست داد و سلیمان بن صرد کشته شد.
[ویرایش]
عبیدالله بن زیاد پس از آن به موصل و جزیره رفت و درگیر درگیریهایی با نیروهای
مختار ثقفی شد. در ۱۰ ذیحجه سال ۶۶ قمری، سپاه مختار سپاهی از او را شکست داد. در نهایت، مختار،
ابراهیم بن اشتر را با سپاهی بزرگ به سوی او فرستاد. در محرم سال ۶۷ قمری، دو سپاه در منطقه خازر، در نزدیکی موصل، درگیر شدند. سپاه عبیدالله در این نبرد شکست خورد و خود او نیز کشته شد. طبق برخی روایات، ابراهیم بن اشتر شخصاً او را در نبرد تن به تن کشت. جسد او را سوزاندند و سرش را نزد مختار فرستادند.