مروان بن حکم
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مروان بن حکم بن ابیالعاص بن امیه بن عبد شمس؛ از شخصیتهای سیاسی مهم و بحثبرانگیز صدر اسلام و چهارمین خلیفه اموی بود. او بنیانگذار شاخه مروانیان در
خلافت اموی به شمار میرود که پس از بحرانهای دهه ۶۰ هجری توانستند حکومت امویان را بازسازی و تثبیت کنند. مروان پیش از خلافت در ساختار سیاسی امویان نقش فعالی داشت و در دوره
عثمان بن عفان به عنوان کاتب و مشاور خلیفه فعالیت میکرد. پس از آن نیز در دوره
معاویه بن ابیسفیان چند بار به فرمانداری مدینه منصوب شد. پس از مرگ
یزید بن معاویه و بروز بحران جانشینی، در نشست جابیه در سال ۶۴ هجری، با حمایت قبایل شام به خلافت رسید. دوران حکومت او کوتاه بود، اما با پیروزی در نبرد مرج راهط و بازپسگیری مصر توانست پایههای حکومت امویان را دوباره مستحکم کند. او در سال ۶۵ هجری در دمشق درگذشت و پس از او پسرش
عبدالملک بن مروان به خلافت رسید.
[ویرایش]
مروان از خاندان
بنیامیه و شاخه بنیعبدشمس قریش بود. او با عثمان بن عفان نسبت خویشاوندی نزدیک داشت و همین پیوند خانوادگی بعدها در جایگاه سیاسی او تأثیرگذار شد. پدر او،
حکم بن ابیالعاص، از چهرههای بنیامیه بود که در منابع تاریخی درباره وضعیت او در صدر اسلام گزارشهای متفاوتی وجود دارد. پس از بازگشت او به مدینه در دوره عثمان، موقعیت سیاسی خانواده مروان تقویت شد. مروان در فضایی رشد یافت که رقابت تاریخی میان
بنیهاشم و بنیامیه در آن نقش مهمی در تحولات سیاسی صدر اسلام داشت.
[ویرایش]
سال و محل تولد مروان بهطور دقیق مشخص نیست و در منابع تاریخی اختلاف وجود دارد. برخی سال ۲، برخی ۳ و برخی ۵ هجری را ذکر کردهاند و محل تولد نیز میان
مکه و
طائف گزارش شده است. بر اساس گزارشهای تاریخی، او در زمان وفات پیامبر اسلام کودک بوده و به همین دلیل در شمار صحابه قرار نگرفته است.
[ویرایش]
با آغاز خلافت عثمان، نفوذ بنیامیه در ساختار قدرت افزایش یافت. مروان در این دوره به عنوان کاتب و مشاور خلیفه نقش مهمی در امور اداری و مکاتبات رسمی داشت. در سالهای پایانی حکومت عثمان، نارضایتیهای سیاسی و اجتماعی در مناطق مختلف گسترش یافت. برخی منابع تاریخی، بخشی از این نارضایتیها را مرتبط با نفوذ اطرافیان خلیفه از جمله مروان دانستهاند. این بحران در نهایت به محاصره خانه عثمان و قتل او در سال ۳۵ هجری انجامید.
[ویرایش]
پس از قتل عثمان، مروان در صف مخالفان
علی بن ابیطالب قرار گرفت و در درگیریهای داخلی صدر اسلام حضور داشت. در جنگ جمل (۳۶ هجری)، مروان در سپاه مخالفان علی حضور داشت. در جریان نبرد، وی زخمی شد و پس از پایان جنگ به
اسارت درآمد، اما سپس آزاد شد. در جنگ صفین (۳۷ هجری)، او در سپاه معاویه بن ابیسفیان حضور داشت. این جنگ با
ماجرای حکمیت پایان یافت، اما اختلافات سیاسی ادامه پیدا کرد.
[ویرایش]
در دوره معاویه، مروان چند بار به عنوان فرماندار مدینه منصوب شد. مدینه در آن زمان از مراکز مهم سیاسی و مذهبی جهان اسلام بود و اداره آن اهمیت ویژهای داشت. در برخی منابع آمده است که در این دوره، فضای سیاسی مدینه تحت تأثیر سیاستهای حکومت اموی قرار داشت و مواضع رسمی نسبت به مخالفان حکومت، از جمله علی بن ابیطالب، تغییر یافته بود. پس از مرگ معاویه (۶۰ هجری)، یزید بن معاویه به خلافت رسید. در این دوره، جهان اسلام با بحرانهای مهمی مانند
واقعه کربلا (۶۱ هجری) و
واقعه حره (۶۳ هجری) مواجه شد. پس از مرگ یزید و کنارهگیری فرزندش
معاویه بن یزید، خلافت اموی دچار خلأ قدرت شد و بخشهای مختلف جهان اسلام با
عبدالله بن زبیر بیعت کردند. در شام نیز اختلاف میان قبایل درباره جانشینی به وجود آمد و گروهی از مروان حمایت کردند.
[ویرایش]
در سال ۶۴ هجری، سران قبایل شام در جابیه گرد هم آمدند و پس از مشورت، مروان بن حکم را به عنوان خلیفه انتخاب کردند. در این نشست توافق شد که پس از او، خلافت به
خالد بن یزید و سپس به
عمرو بن سعید منتقل شود، اما این ترتیب بعداً تغییر یافت.
[ویرایش]
در آغاز خلافت مروان،
نبرد مرج راهط میان سپاه او و قبایل قیسی که از عبدالله بن زبیر حمایت میکردند رخ داد. این نبرد حدود بیست روز طول کشید و در نهایت با پیروزی سپاه مروان پایان یافت. این پیروزی جایگاه او را در شام تثبیت کرد و آغازگر رقابت طولانی میان قبایل قیس و یمن در ساختار سیاسی امویان شد.
[ویرایش]
دوران خلافت مروان کوتاه بود، اما چند اقدام مهم در آن انجام شد:
بازپسگیری مصر از نیروهای عبدالله بن زبیر و انتصاب
عبدالعزیز بن مروان به حکومت آن
تلاش برای گسترش کنترل امویان بر حجاز و عراق
تغییر ترتیب جانشینی و معرفی فرزندان خود، عبدالملک و عبدالعزیز، به عنوان ولیعهد
[ویرایش]
مروان بن حکم در سال ۶۵ هجری در دمشق درگذشت. درباره علت مرگ او گزارشهای متفاوتی وجود دارد؛ برخی منابع آن را طبیعی و برخی دیگر مرگ او را ناشی از درگیریهای خانوادگی و قتل توسط همسرش دانستهاند. پس از مرگ او، خلافت به پسرش عبدالملک بن مروان رسید که بعدها توانست حکومت امویان را تثبیت و گسترش دهد.